مدت هاست که دلم می خواهد بنویسم، نه اینکه وقت نداشته باشم که وبلاگ نویسی اگر هوس نوشتن داشته باشی وقت چندانی ازت نمی گیرد. مسئله این است که وقتی تصمیم می گیرم بنویسم گاهی به این نتیجه می رسم که برادرها نباید این پست را بخوانند، گاهی فکر می کنم این ها حرف های داخل گروهی است که نباید به دیگران گفته شود، حتی فکر می کنم دلم نمی خواهد دوستانم یا اعضای خانواده ام بدانند که چه فکرهایی می کنم. وبلاگ نویسی برایم شخصی نویسی است. اگر بخواهم خبر منتشر کنم یا گزارش و مقاله بنویسم خب سایت ها هستند. این است که مدت هاست چیزی ننوشتم. تا اینکه به این نتیجه رسیدم که “بعضی چیزها” را می توان نوشت، فقط نباید همان زمان منتشرش کرد. مثلاً می توان با یک فاصله زمانی چند روزه، چند ماهه یا شاید حتی چند ساله گذاشتشان روی وبلاگ. وقتی که دیگر آن رازهایی که سعی در پنهان کردنشان داری برملا شدند، ممکن است به خودت حق منتشر کردن نوشته هایت در موردشان را هم بدهی. این شد که شروع کردم به نوشتن “بعضی چیزها”.نوشته هایی که نمی دانم کی و توسط چه کسانی خوانده خواهند شد.
تجربه های زنانه
توضیح وبلاگفعلا هیچ نظری نیست »
نظر شما
HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>