همیشه همین طور بوده . همیشه آواره و در به در بودم . از این شهر به آن شهر ،از این خانه اجاره ای به آن خانه ، از این خوابگاه به آن خوابگاه از این بازداشتگاه به آن زندان و حالا از این وبلاگ به آن وبلاگ . وقتی در به در باشی حتی در فضای مجازی هم جایی نداری . شده ام مثل کولی های سرگردان .مثل آدمی که می داند چند ماهی بیشتر مهمان این خانه نیست دل و دماغ چیدن وسایلم را ندارم . چمدان هایم را همین طور انداخته ام یک گوشه تا کی دوباره حوصله کنم یکی یکی خرت و پرت هایم را توی این وبلاگ فزرتی بچینم .
تجربه های زنانه
توضیح وبلاگتا کنون 3 نظر داده شده »
ادم در به در مثل قلم شكسته می ماند ، شكسته هست اما تیز و رك و بی پروا می نویسد ..
از قلم شكن می نویسد و رسوا می كند
این دنیای من زیاد هم مجازی نیست
وبلاگ نو مبارك. منتظر نوشته هاي جديدت هستيم.
نظر شما
HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
وطن کجاست؟
عزیزم … همین که هستی، همین که دور همیم، دوستیم و مهربانیم کافی است، حال در خانه ای که دوست داری یا دوست نداری یا مجبور به کوچ آن شدی یا به سلیقه ی جدید و زیبا آذینش بسته ای … فرقی نمی کند. هستی و خوشحالیم